شکل ظاهر لحظه آشنایی

در لحظه آشنایی ظاهر چقدر اهمیت دارد؟ 
اهمیت شکل ظاهر را به هیچ روی نمی توان آن گونه که شایسته است، ارزیابی کرد. در آغاز کار زمانی که هنوز هیچ چیز درباره یکدیگر نمی دانیم, شکل ظاهرمان تنها منبع اطلاعات است . به احتمال دلیلش این است به شکل ظاهر افراد را به آسانی می‌توان بررسی کرد . همچنین بو و صدا نیز عواملی هستند که بر نخستین برداشتمان تاثیر می گذارند. بوی افراد را تنها زمانی می‌توانیم حس کنیم که به اندازه کافی به آنان نزدیک شده باشیم . شکل افراد را نیز می توانیم از فاصله ۲۰ متری تشخیص دهیم . درباره جذابیت صدای افراد تنها زمانی می‌توانیم داوری کنیم که آن را شنیده باشیم . ولی اگر کسی دهانش را به سخن گفتن باز نکند و یا نخواهد باز کند, این منبع اطلاعاتی فایده‌ای برایمان نخواهد داشت . تا اینجا به هیچ رو شگفت آور نیست که ما آدمها تا اندازه‌ای در داوری آنچه مربوط به شکل ظاهر می شود کامل خبره باشیم. ۱۰۰ میلی ثانیه, یعنی کمتر از یک چشم بر هم زدن کافی است که به زیبایی و یا زشتی فردی پی ببریم.

عروس

برای مشاهده تالار عروسی اینجا کلیک کنید.


ممکن است فکر کنیم, بسیارخوب, زیبایی شکل و هیکل چیزی جز وضع ظاهر نیست و البته ارزشهای باطنیه قابل ستایش اهمیت بسیار بیشتری دارد . به راستی همینطور است, ولی آشنا شدن با افراد فرایندی است که در آن مراحل معین پیموده می شود. در آغاز بیشتر اوقات به جز شکل و وضع ظاهر منبع اطلاعاتی دیگری در اختیار نداریم و نمی توانیم به چیزی دیگر تکیه کنیم . افرادی که از همان آغاز کنار گذاشته می‌شوند, در بیشتر موارد وقت اندکی دارند که دیگر ویژگی های شان را که شاید بد هم نباشند برای ما آشکار کنند .
دلیل دیگر یا مهمتر اینکه ما بر اساس شکل ظاهر در بیشتر اوقات انتظاراتی داریم که بر رفتار شخصی مان تاثیر می گذارند . بدین‌ترتیب انتظارات به پیشگویی هایی که خود به خودشان جامعه عمل می‌پوشاند تبدیل می‌شوند . برای نمونه, اگر حدس بزنیم فردی نامهربان است , خود نیز در برابر آن فرد نامهربانانه رفتار میکنیم آن وقت طرف مقابل نیز به حق می گویند چه آدم نامهربانی و با ما رفتار ای نامهربان و غیر دوستانه در پیش می‌گیرد و در چنین موقعیتی به خود می گوییم می دانستم که او آدمی نادان است و توجه نداریم که تنها همان که با رفتارمان ایجاد کرده‌ایم به ما برگردانده می شود.
بنابراین شکل ظاهر نخستین فیلتر در فرآیند آشنایی است . موضوع با اظهارنظرهایی بنیادین چون "خیلی جوان است",  "سنش خیلی بالاست" , "تمیز و مرتب نیست" , "خیلی قدیمی لباس می پوشند" آغاز می شود . ولی این بدان معنا نیست که اگر کسی در این نخستین مرحله پذیرفته نشود, به طور کلی مردود است. یا برخی از مردم از این رو بیشتر آشنا می شویم چون آنان به طور مرتب در محل کار, در انجمن و یا در باشگاهی ورزشی می‌بینیم . و اگر بفهمیم که آنان علایق مشترک با ما دارند, ممکن است تفاهمی بیشتر نیز بین ما به وجود بیاید .
آیا انسانهای زیبا زودتر شریکی مناسب برای زندگی خود پیدا می کنند؟
وقتی به فوایدی می‌اندیشیم که زیبارویی در زندگی روزمره به همراه می آورد نخست به پرسش بالا پاسخ مثبت می دهیم . ویژگی های مثبت زیادی به حساب آدم های زیبا رو گذاشته می شود و آنان را از کسانی که زیبایی کمتری دارند, مهربانتر، باهوش‌تر و در عرصه زندگی شغلی تواناتر می دانیم . تاثیر زیاد و مثبت خوبرویی را می توان در یک جمله از عصر باستان خلاصه کرد "آن کس که زیباست خوب هم هست".
در عرصه بازار ازدواج همان اصول و قواعد کلی بازار که آنها را نیز زندگی اقتصادی می‌شناسیم حکمفرما است. عرضه و تقاضا تاثیر متقابل بر یکدیگر دارند. پیدا کردن شریک ایده آل و به دست آوردن او, دو موضوع متفاوت است و بدین ترتیب از تجربیاتمان می آموزیم که در مورد گزینش شریک زندگی نیز باید به توافق سازش دست بزنیم . هر زنی می‌تواند یک شاهزاده افسانه ای را به دست آورد . کارشناسان علوم اجتماعی و روانشناسان زوج‌ها را مورد بررسی دقیق‌تر قرار داده‌اند و آنچه زن و مرد می‌توانند بر روی کفه ترازو بگذارند را اعلام کرده‌اند . زیبایی، هوش و ذکاوت کامل همدلی، پول, موفقیت شغلی ، سلامت روحی و جسمی و بسیاری عوامل دیگر . آنان به این واقعیت پی برده‌اند که بیشتر مردم شریکی برای زندگی خود دارند که با آنان جور و هماهنگ است، بدین معنی که وقتی به ویژگی های مثبت و منفی یک فرد را جمع بندی می کنیم می بینیم در بیشتر موارد افرادی یک زوج را تشکیل میدهند که ارزش‌های اجتماعی شان به یکدیگر شباهت دارند .
این بدان معنا نیست که زنان زیبا در کنار مردان خوش سیما قرار می‌گیرند و زنان ثروتمند در کنار مردان ثروتمند و برعکس . گزینش همسر اندکی پیچیده در است. از طریق موفقیت یا ناکامی در امر گزینش همسر میتوان به یک ارزیابی از وضعیت شخصی, ارزشهای اجتماعی شخصی رسید و آنگاه هدفمندانه فردی را برگزید که احتمال هماهنگی بیشتری با وجود دارد و بدین ترتیب خطر رد شدن از سوی طرف مقابل را به حداقل رساند . کمبود زیبایی می‌تواند به خوبی با داشتن خلق و خوی آرام و مهربان, هوش و ذکاوت و یا حتی امکانات مالی جبران شود . زیرا همه ما در طول دوران زندگی آموخته اینکه داد و سطح زندگی باید به‌صورت کنش و واکنش انجام پذیرد . در زندگی مشترک وقتی بیشترین احساس خوشبختی و آرامش را داریم که به آنچه تصور می‌کنیم حقمان است برسیم .
اگر در زندگی مشترک توازن و تعادل از دست داد و سطح زندگی خدشه‌دار شود, هر دو طرف ناراحتی احساس خواهند کرد . در مورد طرفی که بر او بد روا داشته شده, کسی که در زندگی مشترک سرمایه‌گذاری بیشتری کرده و نصیب کمتری برده ، این امر قابل درک است . خشمگین یا سرخورده و ناامید است . شگفت آور اینکه طرف دیگر نیز که بهره بیشتری از آنچه حقش بوده دریافت داشته است نیز راحت و آرام نیست . احساس گناه میکند، وجدانی ناراحت دارد و بیم آنکه شریک زندگی اش را از دست بدهد . لازمه وجود اعتدال و سنجیدگی در یک رابطه این است که به هنگام گزینش شریک زندگی نه تنها به ویژگی‌های توجه کنیم, بلکه آنچه خود برای ارز داریم را نیز در نظر بگیریم و بدین ترتیب است که سرانجام نزدیک به همه ما شریک زندگی مناسب را می یابیم .