شیربها و تاریخچه ی مهریه به چه معناست

شیربها و تاریخچه ی مهریه به چه معناست؟
مال یا پولی که زمان عقد نکاح بر ذمه داماد قرار داده می شود که آن را به عروس خانم هدیه دهد، مهریه نام دارد. 
صداق و کابین و مهر معادل رایج این کلمه در زبان فارسی است.
 فلسفه ی مهریه چیست؟
با مطالعه ی آثار به جامانده از قرون باستان توسط باستان شناسان و جامعه شناسان و فلاسفه نتیجه گیری به دست آمده به این صورت است که پرداخت مهریه فقط به دین اسلام، یهودیت و مسیحیت مطرح نمی شود. بلکه می توانیم تاریخچه قدیمی تری برای این موضوع در نظر بگیریم. 
فلاسفه و جامعه شناسان قدمتی به وسعت و شگرف بودن تاریخ بشریت در نظر گرفته اند. ضمن اینکه تاریخچه ی آن را می توان به ماقبل تاریخ ربط داد. در واقع مسیر تکامل و پیشرفت مهریه مانند سیر تکامل ارتباطات بشری در پنج گروه طبقه بندی می شود که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.
 بکارگیری قدرت جسمی مرد تحت عنوان مهریه (دوره ی مادرشاهی)
انجام کارهای مختلف برای به دست آوردن رضایت عروس (دوره ی پدرسالاری)
کارکردن داماد برای پدر زن تحت عنوان مهر(دوره ی صلح)
جایگزینی پول و کار تحت عنوان مهریه (دوره ی ثروت)
دوره ی حاضر
دوره ی مادرشاهی و مهریه در آن
در این دوره به علت باخبر نبودن مردان به نقش خود در مسئله ی تولد، مالکیت فرزندان به زنان اختصاص پیدا می کرد و فرزندان هم در این مورد بر این باور در مورد موجودیتشان بودند. یعنی فقط زنان فرزندان را برای خودشان نمی دانستند. 
 طبق نظر جامعه شناسان، اشخاص در دوران ماقبل تاریخ هم از بین قبیله شان برای خودشان همسر اختیار نمی کردند. 
مردان در دوره ی مادرشاهی به شکل طفیلی و فقط به علت قدرت جسمانی در سایر قبیله ها مورد پذیرش قرار می گرفتند و برای ماندن در قبیله مجبور به اخذ یک مجوز بودند. ضمن اینکه برای پرداختن به کارهایی مثل اهلی کردن چهارپایان، رسیدگی به آنها، کندن سنگ از کوه، دفاع از قبیله در مقابل هجوم قبیله های دیگر، شکار و بارکشی که نیازمند قدرت جسمانی زیاد بود، در مقابل انجام این دسته از کارها، زن پذیرای وجود وی در قبیله بود.
 پدرسالاری و مهریه در این دوره
طی این دوره مردان به نقش اساسی خودشان در تولد فرزند واقف شدند و در مورد مالکیت فرزندانشان اعلام مالکیت کردند. مرد در این دوران در بطن قبیله از شخصیت بالاتری نسبت به دوران مادرشاهی گردید. در واقع این که مرد بایستی در قبیله مورد پذیرش واقع شود دیگر باب نبود. 
به علت وقوع جنگ هایی که بین قبیله ها اتفاق می افتاد. مردان در بیشتر مواقع زن موردنظرشان را از قبیله دیگر می دزدیدند و زنهایی که دزدیده شده بودند در بیشتر موارد تمایلی به ازدواج با مردی که آنها را دزدیده بود نداشتند. برای همین امر هم راهکار های مختلفی را آزمایش کند.

 دوره صلح و مهریه
اشخاص قبیله ها پی به این نکته بردند که نحوه حل مشکلات به وجود آمده در دو قبیله بدون جنگ و خون ریزی به چه صورت است. 
در واقع جنگ و جدال جایگاهش را از دست داد و جایش را به صلح و آشتی داد. به این ترتیب مرد برای ازدواج با دختر مورد علاقه اش باید راهی را جز ربودن انتخاب می کرد. به همین دلیل هم مرد قبول می کرد که در مقابل موافقت پدرزن با ازدواج دخترش با وی، بایستی سالهایی را در آن قبیله زندگی می کرد وبه کارکردن برای پدر زنش می پرداخت.
 ما در قرآن کریم و نیز در متون قدیمی شاهد مثال هایی ازاین گونه خدمات به جای مهریه هستیم.
نمونه هایی از این موارد به شرحی است که در ادامه آورده ایم. در داستان خیر و شر هفت پیکر نظامی شاهد آن بوده ایم که خیر بعد از اینکه سلامت چشمانش را بازیافت، آنگاه بعد از ازدواج با دختر چوپان، سال ها به کار کردن برای وی پرداخت. یا حضرت موسی با حضرت شعیب به توافق رسیدند که در عوض ازدواج با دختر وی، برای حضرت شعیب سال هایی را به چوپانی بپردازد.
 مهریه و دوره ی ثروت
پس از گذشت زمان، مردان هر چه زمان می گذشت به این نکته دست یافتند که درعوض سالها کارکردن در قبیله ی پدرزن، با پرداخت مبلغی پول رضایت وی را برای به دست آوردن دخترش جلب کنند. پولی که در مورد آن تحت عنوان مهریه به موافقت می رسیدند، متعلق به پدر دختر بود نه خود دختر.
 موضوعی که موجب شد پدر دختر به مهریه تحت عنوان صرفه ای اقتصادی نگاه کند نیزهمین است.
در واقع همین موضوع هم باعث می شد دختران نتوانند با شخصی که مورد علاقه شان است ازدواج نمایند. پدرانشان تلاش می کردند تا آنان را به عقد فردی درآورند که مبلغ بیشتری را در قبال ازدواج با دخترشان پرداخت کنند. نویسنده ی تفسیر کشاف می نویسد که:  
هنیئاَ لک النافجهة این جمله برای مواردی بود که دختری ازاعراب جاهلیت متولد می شد و فرد دیگر اینگونه به او تبریک می گفت. به این معنی که این مایه افزایش ثروت تو را گوارا باد. منظورشان این است که پس از مدتی دختر را شوهر خواهی داد و مهر دریافت می کنی.
حق ولایت و قیمومیت برای عرب های جاهلیت، در نبود پدرانشان برای برادرانشان بود. آنان دختر را طبق خواسته ی خودشان شوهر می دادند نه به خواست دختر. مورد دیگر اینکه مهر دختر را هم به خودشان متعلق می دانستند و آن را اصلا متعلق به دختر نمی دانستند. 
نکاح شغار نیز موردی بود که در دوران جاهلیت دخترانشان یا خواهرشان را عوض می کردند. به این صورت که مردی خواهرش یا دخترش را به عقد مرد دیگر در می آورد و به جای آن دختر یا خواهر او را زن خودش می دانست. آنگاه هرکدام از این دو دختر مهر دیگری به حساب می آمد. 
دوره حاضر و مهریه در آن
روش ها و اشکال غیر عقلانی و غیر منطقی با کامل شدن معرفت بشری زیر سایه کلام حق و با ظهور اسلام از بین رفت و این سنت باب شد که مهریه برای خود دختر می باشد.
آیه ی 4 سوره نسا بیانگر سخن خداوند است که در قرآن کریم می فرماید:
  مهر زنان را به طیب خاطر به آنها بدهید و اگر پاره ای از آن را با کمال رضایت به شما بخشیدند بگیرید و خوش و گوارایتان باد. (و آتوا صَدَقاتِهنَّ نِحلَةً فاِنَّ طِبنَ لَکم عَن شی ءٍ مِنهُ نَفساً فَکُلوهُ هَنیئأ مَریئأ)
طی این جمله کوتاه سه نکته اساسی بیان شده است که عبارت است از:
(بضم دال) بیان شده است که به معنی صدقه است نه مهریه. علت نام گذاری صدقه یا صداق هم این است که کلمه صدقه از ماده صدق می باشد. در واقع طبق نظر اسلام مهریه، هدیه ای است که حاکی از محبت و مهر بی حد و مرز مرد در مقابل محبت های یگانه زن است.
ضمیر (هن) آشکارا بیان می کند که مهریه به خود زن متعلق است نه پدر و مادر وی. منظور قرآن این است که مهر مزد و پاداش شیردادن، بزرگ کردن و نان دادن به دختر نیست. 

کلمه (نحله) بیانگر آن است که مهر به جز پیشکشی، تقدیمی و عطیه و هدیه ندارد. هرگز نباید مهر را پولی که زمان خرید و فروش کالا مبادله می کنیم تلقی کرد. 
طبق روایتی از معصومین وجود مهریه جبرانی برای نصف بودن دیه آنها است. عبدالله بن سنان می گوید: خدمت امام صادق عرض کردم که چرا میراث مذکر دو برابر مونث است؟ 
امام صادق (ع) فرمودند: به دلیل آنکه خداوند در مقابل آن برای زنان مهریه تعیین کرده است.
مهریه و فلسفه ی آن
فلسفه مهریه با تکیه بر نظریه تعدیل و تعادل در جهان خلقت و مشابه نبودن احساسات زن و مرد، ازنظر استاد و فیلسوف شهید مرتضی مطهری این گونه است: بی نیازی و غرور و جمال و طلب عشق، تغزل و نیازمندی در مردان توسط قانون خلقت ایجاد شده است. تعدیل شدن ضعف زن در برابر نیروی بدنی نیز به همین علت است. موضوعی که باعث شده است مرد از زن خواستگاری کند نیز همین مورد است. حتی در دوره ی مادرشاهی و پدرشاهی هم باتوجه به نظریات جامعه شناسان مردان به سراغ زنان می رفتند. 

یک ویژگی که موجب شده است تا زن دنبال مرد نباشد و فورا تسلیم او نگردد، یا به عبارتی برعکس این موضوع مرد را برای اظهار و نشان دادن نیاز به زن مجبور کند و درصدد به دست آوردن رضایت او دست به کار شود، ناتوان بودن مرد نسبت به زن در برابر غریزه می باشد.
در آفرینش و سیطره ی خلقت هیچگاه نقش جنس نر و ماده یکسان نبوده است و همیشه جنس نر حالت و نقش متقاضی را داشته و جنس ماده هیچ وقت با حرص به دنبال جنس نر نبوده است. در واقع بی نیازی و غنی بودن در رفتارش قابل مشاهده بود.یکی از موارد کسب رضایت وی با هدیه ای که با احترام تقدیم او می کرده است، می باشد.
طبق گفته و عقیده استاد مطهری مهر با حیا و عفاف زن هم ریشه است.
از مواردی که موجب شده است زن با توجه به ناتوانی جسمی، مردها را به رقابت با هم مجبور سازد، دواندن مجنون ها به دنبال لیلی ها، دریافت هدیه زمان ازدواج تحت عنوان نمادی از صداقت وی، جذب مردان به سمت خود تحت عنوان خواستگار، آن است که زن به الهام فطری دستیابی پیدا کرده و فهمیده است که عزت و احترام خودش در رایگان قرار ندادن خود در اختیار مردان می باشد.
 اخذ مهریه فقط به دین اسلام و اعتقاد به ادیان آسمانی نیست. بلکه به طور آشکار در روابط نا متعارف هم شاهد آن هستیم که زمان صرف غذا، میل کردن چای، قهوه وبستنی و.... مرد است که پرداخت صورتحساب را وظیفه ی خودش می داند.
در روابط دو جنس نقش های جداگانه ای بر عهده ی هرکدامشان توسط قانون خلقت قرار داده شده است. در واقع از طرف زن حس خویشتن داری و خودداری او می باشد که به او تعلق دارد نه ضعف و بی ارادگی وی. مهر از احساسات مهربانانه مرد نشات می گیرد نه اینکه از احساسات خشن و مالکانه او باشد.
 از ناحیه قانون خلقت به منظور افزایش ارزش زن و قرار دادن او در سطح عالی تر، تدبیری وجود دارد که مهر نام دارد. در واقع ارزش معنوی مهریه بسیار بیشتر از ارزش مادی آن است.
حدود و میزان مهریه
میزان مهریه به موافقت زوجین بستگی دارد و حد و حدودی برای مشخص کردن مقدار مهریه وجود ندارد. علت تاکید بر سنگین قرار ندادن مهریه آن است که موجب تسهیل در امر ازدواج جوانان گردد.
 مفهوم مهریه
گونه ای امنیت خاطر برای زن به شمار می آید که در حال حاضر براساس واحد پول و وجه متداول، معمولا سکه ی طلا مشخص می شود، مهریه نام دارد.
در جامعه ی امروزی، برخی از افراد بالا بودن سکه های مهریه را به گونه ای افتخار و با کلاس بودن در نظر می گیرند. در حال حاضر خانواده ی عروس تمایل بسیاری برای افزایش تعداد سکه ها دارند. در برخی موارد از جنبه ی حقوقی فاصله می گیرد.
 موضوع مهریه از قدمتی پیشین برخوردار است که محدود به ظهور اسلام نمی باشد که وارد جوامع شده باشد. بلکه اززمان های دور برای همه ی جوامع مقبول واقع شده بود.
مهریه یا پول و مالی که دارای ارزش اقتصادی باشد در مقابل عصمت زنان به آنها تعلق می گیرد و مرد بایستی آن را پرداخت نماید. 
مهر زنان را به طیب خاطر به آنها بدهید. و اگر پاره‌اى از آن‌ را با کمال رضایت به شما بخشیدند بگیرید که خوش و گوارایتان باد.
وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَکُمْ عَنْ شَیْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَکُلُوهُ هَنِیئاً مَرِیئاً
این موردی است که قرآن کریم مردان را به رعایت کامل این حق سفارش نموده است.
شیربها
به جز مهریه پولی که زمان عقد میان زوجین یا خانواده شان موافقت می شود و داماد میبایست پیش از انجام و برگزاری عروسی آن را پرداخت نماید، شیربها نام دارد. 
زر، نقدینگی یا باشلق جایگزین کلمه ی شیربها می باشد. در برخی موارد نیز داماد به جای پرداخت وجه نقد اقدام به خریداری بعضی از اقلام و لوازم جهیزیه می نماید. در دین اسلام مستقیم به این موضوع نپرداخته اند ولی در صورتی که پیش از عقد داماد بپذیرد، پرداخت شیربها بر ذمه ی وی می باشد و بایستی آن را بپردازد.
 قابل ذکر است که آیین دریافت شیربها همچنان در برخی از شهرهای ایران رایج است. پیامبر اکرم (ص) زمان ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه (س) به امام فرمودند که زره ات را بفروش و آن حضرت با پول فروش زره امام علی (ع) برای حضرت فاطمه (س) جهیزیه تهیه کردند.
خانواده ی داماد معمولا پول نقدی را برای انجام عقد به پدر و یا مادر عروس و یا در مواردی به خانواده ی عروس می دهند که می تواند جایگزین پول نقد کالا هم باشد. این پول نقد، شیربها نام دارد.
 پرداخت شیربها شرعا دستور نداده شده است. ضمن اینکه باید بگوییم شیربها در اسلام وجود نداشته است. در صورتی که با رضایت و موافقت دو طرف زمان نکاح مشخص شود ایرادی ندارد و بعد از آن داماد و خانواده ی او عهده دار پرداخت آن می باشند.

مهریه و شیربها و جزییاتی در مورد آن
موارد مهم
مال یا پولی که زمان عقد نکاح بر ذمه ی داماد گذاشته می شود و بایستی خودش آن را به عروسش هدیه دهد، مهریه نام دارد. پول، سکه، طلا و یا هر چیزی که معادل ریالی دارد می تواند مهریه باشد.
در روایت ها تاکید بر اینکه مهریه میزان را کم بگیرید و ازدواج را بیشتر کنید موجود است. مهریه میزان مشخصی ندارد.
 مبلغی که تحت عنوان کمک هزینه ی انجام جشن عروسی یا خرید جهیزیه، به خانواده ی عروس می پردازند، شیربها نام دارد.
در صورتی که برای تسهیل و آسان شدن امر ازدواج و با رضایت خانواده ی داماد شیربها پرداخت می شود، از نظر شرعی مشکل ندارد.