نحوه ی تغییر ملاک ها پیش و پس از ازدواج

نحوه ی تغییر ملاک ها پیش و پس از ازدواج
مرحله ی خیال پردازی و سر کردن در رویا از نظر علم روان شناسی، مرحله ی گذر نامیده می شود. این مرحله، مرحله ای است که فرد هنوز به ثبات عاطفی لازم دست نیافته و هنوز در مسیر تندباد های زندگی قرار نگرفته است. طی این مرحله فرد به ملاک های منطقی تری دست پیدا می کند و در مورد گزینه های ازدواج، معیارهای عاقلانه تر را انتخاب می نماید. در واقع بعد از رسیدن به سن و سالی که بتوان در مورد ازدواج فکرکرد، کلیه ی افراد معیارها و ملاک هایی را برای انتخاب شریک مورد نظرشان برای زندگی در نظر می گیرند تغییر می کند. حتی امکان دارد طرف مقابلشان نیمی از معیارهای آن ها را هم نداشته باشد.
در ادامه مقاله ای را آورده ایم که خلاصه ای از نظر جوانانی که در مرحله ی ازدواج قرار دارند و برخی از کارشناسان در این زمینه در مورد معیارهای انتخاب همسر، پیش و پس از ازدواج می باشد.
دختران پیش از ازدواج و معیارهای آنها
طبق نظرسنجی های انجام شده معتبر، بیشتر دختران در چند مورد دارای اتفاق نظر می باشند.
در سن 18 الی 24 سالگی دختران دیدی سطحی به ازدواج دارند. آنان به دنبال پسرانی هستند که از نظر عاطفی و مالی آنها را تایید نماید. البته ناگفته نماند در این سن دختران به جنبه های ظاهری هم توجه دارند. چرا که به حرف دیگران هم توجه می کنند و می پندارند باید انتخابشان در نظر دیگران هم معقول واقع شود. در سن 25 الی 35 سالگی جایگاه اجتماعی و شغلی همسر آینده شان مورد توجه است و مرد ایده آل برای دخترانی که در این سن قرار دارند، مردی است که دارای جایگاه اجتماعی باشد. دختران در این سن به علت اینکه هرکدامشان عهده دار مشاغل و مسئولیت های مختلف هستند، از لحاظ مالی تامین شده اند. مردانی که از لحاظ اجتماعی محبوب هستند و تجربیات بسیاری در زمینه های متنوع زندگی دارند.
با گذشت سن خانم ها نیاز به مردی دارند که بتواند تکیه گاه آنان باشد و برایشان هم صحبت باشد. در واقع مردی ایده آل نامیده می شود که بتواند آرامش روحی و روانی و امنیت را برای زن مهیا کند.

 پسران و معیارهایشان قبل از ازدواج
زیبایی و جذابیت چهره جنبه ای مهم است. در مرحله بعدی عشق و جذبه ی متقابل قرار دارد. طی زمان های گذشته پسران به نجابت و متانت دختر توجه می کردند. اما دخترانی که شاغل هستند امروزه بیشتر مورد ابراز علاقه قرار می گیرند. دلیل آن نیز این است که پسران معتقدند که نمی توانند به تنهایی از پس خرج و مخارج زندگی بر بیایند. به همین علت دخترانی را انتخاب می کنند که از استقلال مالی برخوردار باشند. پسرانی که از مرتبه بالایی در حیطه ی شغلی و تحصیلی برخوردارند، سخت گیری در انتخاب را حق خودشان می دانند.
نکته قابل توجه دیگر این است که شایعه سازی های رسانه ای در مورد تعداد زیاد دختران مجرد این تصور را برای پسران ایجاد کرده است که دخترانی که از شرایط خانوادگی و اجتماعی مطلوبی برخوردارند، برای اینکه مجرد نمانند تن به ازدواج با شخصی که از معیارهایشان پایین تر است می دهند. مورد دیگر وسعت پیدا کردن رابطه های آزادانه بین جوانان است. همین موضوع هم انتخاب را مشکل کرده است. آن هم به این دلیل که پیداکردن شخص مطلوب پیچیده و مشکل است.
ازدواج و دگرگون شدن دیدگاه ها پس از آن
اینکه بعد از ازدواج دیدگاه ها دگرگون می شود موضوعی واضح است. در واقع اشخاصی که مجرد هستند و تجربه ی زندگی متاهلی ندارند تصور می کنند پس از ازدواج هم می توانند مانند رابطه دوستی ارتباط برقرار کنند. در حالی که این موضوع امری کاملا اشتباه است. پس از مدتی از گذشت ازدواج و قرار گرفتن در چهارچوب زندگی زناشویی، معیارهای افراد تغییر کرده و دستخوش تغییرات زیادی می شود. لحظات احساسی و سفرهای دو نفره و... بسیار زیباست اما زندگی مان محدود به ماه های اول نیست. چرا که بعد از فروکش کردن عطش انتخاب، زندگی صورت اصلی خودش را به ما نشان می دهد. در این مواقع ظاهر، ثروت و موقعیت اجتماعی طرف مقابل به دردمان نمی خورد. برای نمونه دختران می گویند کاش همسرم زشت بود ولی اخلاق خوبی داشت یا پسران از دلبری همسرشان خسته شده اند و تنها به خانه ای پر از امید و عشق نیاز دارند.
 چه چیزهایی را بعد از ازدواج از زندگی طلب می کنیم؟
زندگی فقط لحظات عشق ورزیدن ناگهانی نیست. یا اینکه نمی توانیم برای آن برنامه ریزی کنیم. چرا که لحظه لحظه اتفاقاتی که رخ می دهد ناگهانی است و ما از آن بی خبریم. در واقع زندگی زناشویی چندان راحت هم نیست. نیاز به بخشش و چشم پوشی از مشکلات دارد. خانم ها پس از سی سالگی و آقایان پس از چهل سالگی بحرانی را تجربه می کنند که زندگی زناشویی شان را دچار تغییرات می سازد.

عادت کردن
بسیاری از زوجین قبل از ازدواج برای روزهای تعطیلشان برنامه ریزی می کنند تا یکدیگر را ببینند یا مدام دلتنگ هم می شوند. ولی موضوع اینجاست که همه ی ما پس ازازدواج چون هم را دائما می بینیم می گوییم عادت می کنیم در حالی که باید برای دوستانتان و دور همی هایتان و برنامه های مجردی تان نیز وقت بگذارید.
پول لحظات عاشقانه را می کشد.
در زمان های تجرد اغلب پولی که داشتیم خرج خودمان می شد ولی در زندگی مشترک این گونه نیست. ممکن است بر سر خرج کردن آن اختلافاتی به وجود بیاید.
اوضاع زندگی پس از تولد فرزندان
بیشتر خانم ها بعد از ازدواج این گونه فکر می کنند باید خودشان را وقف فرزندشان نمایند. در حالی که این باور کاملا اشتباه است. بایستی برای همسرتان نیز وقت اختصاص دهید و خودتان را دائما وقف فرزند داری نکنید.
عادی و تکراری شدن روابط جنسی
زمانی قبل از ازدواج، خلوت های دو نفره و احساس لذت از لمس کردن همدیگر، می توانست تا مدت ها جذابیت داشته باشد، اما حالا دیگر بعد از برقراری رابطه، کم کم حس تکرار بر رابطه حکم فرما شده است و همین امر باعث دلزدگی از زندگی زناشویی می شود. اغلب بر اثر فشار روانی میل به برقراری رابطه پیدا می کنید و دیگر خبری از عشق ورزی های آن اوایل نیست.
برای اینکه از این تکرار ملال آور خلاص شوید باید تنوع را در رابطه تان برقرار کنید. مکان های برقراری رابطه را تغییر دهید، زمان هایی از روز را بدون بچه ها سپری کنید و سعی کنید همیشه برای طرف مقابل جذاب باشید