هدف از ازدواج چیست

هدف از ازدواج چیست؟
خواسته ها و انتظارات جوانان از ازدواج با توجه به وسعت یافتن خواسته های این گروه، دچار دگرگونی های قابل ملاحظه ای شده است. در واقع جوانان امروزی در مقایسه با پدر و مادرشان به دنبال علل و منطق محکم تری برای ازدواج و پذیرفتن مسئولیت هستند. 
 فلسفه ی ازدواج چیست؟
ممکن است بسیاری از ما با این موضوع برخورد کرده باشیم که اصلا چرا ازدواج می کنیم. در واقع هر شخص در مرحله ای از زندگی اش به موضوع ازدواج و تشکیل خانواده فکر می کند. 
در مورد ازدواج برخی از افراد بنا به دلایلی در حیطه ی ازدواج نیازمند آنند که با دیدی آگاهانه تر در این حیطه گام بردارند. 
 ازدواج تاثیری مثبت بر خوشبختی دارد.
روان شناس برجسته ی دانشگاه پنسیلوانیا، مارتین سلیگمن اظهار دارد که افزون بر هر پیوند دیگری بین افراد، ازدواج بر خوشبختی اشخاص تاثیر می گذارد.
در واقع طی تحقیقی انجام شده اشخاص متاهل در مقایسه با اشخاص مجرد خوشبخت ترند.
 مارتین سلیگمن بر این باور است که خوشبخت ترین اشخاص دنیا از بین اشخاصی که ازدواج کرده اند هستند. چرا که ازدواج به زندگی افراد مفهوم می بخشد. 2 موردی که از دید کارشناسان موثرترین نقش را در خوشبختی همه ی افراد کره ی زمین دارند ایمان به خدا و ازدواج می باشد. در واقع رابطه مان با کسی که عاشق او هستیم، با فرآیند ازدواج دائمی و ابدی می شود.
 در حقیقت نیروی عشق آرامشی خاص به ما می بخشد که در کمتر جایی می توانیم به آن دست یابیم. دلیل آن هم این است که ازدواج ما را از ترس از دست دادن رهایی می بخشد. 
 تاثیر ازدواج بر سلامتی
طی فرآیند ازدواج سیستم دفاعی بدن ایمن تر می شود. حتی اشخاصی که ارتباط بهتری با همسرشان دارند زخم هایشان زودتر بهبود می یابد.
ازدواج بر سیستم روانی افراد هم اثر می گذارد. درصد افراد متاهل بستری شده در بیمارستان های روانی از اشخاصی مجرد بستری در این بیمارستان ها، بسیار کمتر است.
 آن دسته از بیمارانی هم که متاهل هستند و در بیمارستان های روانی بستری شده اند افراد شکست خورده و آنهایی هستند که از همسرشان طلاق گرفته اند.
اگر ازدواجی موفق و سالم داشته باشید آنگاه دچار بسیاری از بیماری های روحی و روانی از جمله افسردگی نمی شوید.
میانگین درآمد سالانه ی اشخاص متاهل بیشتر از اشخاص مجرد است. 
طی تحقیقاتی مردان متاهل تقریبا 3 برابر افزون تر از افراد مجرد دور و برشان کسب درآمد دارند.
اشخاص متاهل طی مطالعات چاپ شده در سال 2004 که در نشریه ی دیدگاه های روان شناسی به چاپ رسید، 7 برابر شانس بیشتری از افراد مجرد برای خانه دار شدن دارند. حتی این شانس در سرمایه و پس اندازشان هم قابل مشاهده است. افراد متاهل 80 درصد سرمایه ی بیشتری نسبت به اشخاص مجرد دارند. 
 شریک شدن زندگی با فردی دیگر، نه تنها از نظر عاطفی بلکه از لحاظ اقتصادی و روحی و روانی، ازدواج نام دارد. در واقع طی فرآیند ازدواج سرمایه ها و تلاش ها و هزینه هایمان را برای هم دیگر می دانیم.
 ازدواج منجر به تجربه کردن عشق حقیقی می شود. 
در واقع عشق ورزیدن و مورد محبت و عشق قرار گرفتن حائز اهمیت ترین موضوعی است که مردم از ازدواج انتظار دارند. این موضوع به وسیله ی کونتز در ایالات متحده انتشار یافت. سه چهارم زنان طی تحقیقاتی دیگر اعلام کردند که عشق و دوستی را با مجرد بودن و ازدواج نکردن از دست می دهند. 45 درصد از مردان نیز بر همین باور بودند.
در واقع زندگی بدون عشق برای بیشترمان بی مفهوم است.
 ازدواج زندگی را هدفمند می سازد و در واقع مفهوم بیشتری را به زندگی مان می بخشد. طبق گفته ی مارک تواین ازدواج به دو زندگی بی هدف کار بخشیده و توانایی هر یک از دو طرف را برای انجام آن کار دو برابر می سازد. ضمن اینکه ازدواج موجب یکی شدن دو خط شکسته می شود. 
 پیش از ازدواج ممکن است مسئولیت زیادی بر عهده مان نبوده باشد ولی در حال حاضر مسئولیت بیشتری داریم و تنها فرزند پدر و مادرمان نیستیم، بلکه پس از ازدواج به همسرمان هم تعلق داریم در واقع فقط مال خودمان نیستیم. حتی در آینده امکان دارد پدر یا مادر فرد دیگری شویم. ازدواج موجب آینده نگری فرد و مسئولیت پذیری وی می گردد.

هدف از ازدواج

 برای نمونه در نظر داشته باشید می خواهید به مسافرتی طولانی برای انجام کاری بروید، ترجیح می دهید تنها بروید یا اینکه با دوستتان به سفر بروید.
یا اینکه می خواهید به سینما بروید دوست دارید تنها بروید یا با دوستتان بروید؟
در صورتی که از نظر روحی و روانی در تعادل باشید آنگاه ترجیحتان همراهی با دوستتان می باشد.
در واقع ازدواج باعث راحت تر طی کردن مسیر ازدواج می شود. 
ازدواج موجب اعتبار آفرینی می گردد. 
افراد متاهل در جامعه و محل کار از اعتبار بیشتری نسبت به افراد مجرد برخوردارند و بیشتر مورد احترام واقع می شوند.
اشخاص متاهل از مزایای زیادتری هم نسبت به افراد مجرد برخوردارند.
در صورتی که به شخصی علاقمند باشید سختی هارا با هم پشت سر می گذارید و خوشحالی هایتان را با هم شریک می شوید. حتی سختی ها هم برایتان شیرین می شود.
 جامعه با ازدواج بهتر خواهد شد.
ممکن است شنیدن این که خانواده رکن اصلی تشکیل دهنده ی جامعه است برایتان فوق العاده پیش پا افتاده باشد. 
اصلی ترین هدف برای ازدواج شکل گیری کانونی قابل اطمینان در جهت تربیت و اجتماعی کردن فرزندانشان است. در واقع جامعه مان نمی تواند از عهده ی این مورد بر بیاید.
ازدواج و تشکیل خانواده از دیدگاه آدام اسمیت اولین اثر تمدن بشر می باشد.
حتی جوامع غربی هم با وجود آزادی مجددا به نقطه ی ازدواج دست یافتند. آنان هم بر این عقیده اند که برای دستیابی به آرامش و جامعه ای سالم ازدواج موضوعی بسیار تاثیرگذار می باشد.
در واقع پس از این که به این نتیجه رسیدند که هیچ نهادی حتی دانشگاه، جامعه، آموزش و پرورش و... نمی توانند کار مهم خانواده را انجام دهند و پی به نقش خانواده در برآورده سازی نیازهای روانی و عاطفی کودکان بردند آنگاه تشکیل خانواده را امری مهم دانستند.
 شنیده اید که می گویند مومن آینه مومن است؟ در مورد همسر هم همین است همسر، آینه ی همسر است. در سایه ی رابطه ای نزدیک و صمیمانه میتوانیم بگوییم با پذیرفتن مسئولیت های جدید آنگاه می توانند خودشان را بهتر بشناسند و نقاط قوت و ضعف خودشان را دریابند.
قابل ذکر است تنها نقاط ضعفمان با ازدواج برایمان روشن نمی شود بلکه برخی از توانمندی هایمان نیز که در وجودمان آشکار نشده است رونمایی می شود.
امکان دارد قبل از ازدواج تصور می کردید از پس بسیاری از کارها بر می آیید. ولی پس از مدتی پی به این ببرید که به این راحتی ها هم نیست. 
حتی ممکن است فکرش را هم نمی کردید که بتوانید برخی از کارها را انجام دهید. 
ازدواج موجب رشدمان می گردد.
انتظارات خودمان از خودمان و حتی دیگران نیز از ما بیشتر می شود و سعی مان را بیشتر می کنیم.
ازدواج ما را از همه مستقل می سازد و نقش های نوین همسر، عروس و یا داماد بودن و پدر و مادر شدن را به ما آموزش می دهد. موجب به دست آوردن تجربیات زیاد و تبحر هم می گردد. ضمن اینکه باعث شکوفاسازی استعدادهایمان می شود. 

هدف از ازدواج

 از بهترین تجربه های زندگی تجربه ی پدر یا مادر شدن است که ما را وارد دنیایی جدید می کند و زندگی مان را تغییر می دهد. شخصیت مان اینگونه تکامل می یابد.
برخی از افراد معتقدند زندگی شان در سایه ی ازدواج تکامل می یابد. در واقع ازدواج نمادی از شروع بلوغ فکری و پیشرفت می باشد. این افراد بر این باورند که ازدواج زندگی شان را سر و سامان می دهد. عده ای دیگر هم معتقدند که ازدواج مقوله ای است که باید انجام شود. اگر بخواهیم به صورت دیگری بیان کنیم باید بگوییم ازدواج رسمی است که راه فرار و دررویی از آن وجود ندارد.
 هیجان زدگی و نگرانی دختران و پسران پیش از ازدواج اصلا غیر عادی نیست. چرا که هر ازدواجی به شکل مستقیم و غیر مستقیم در جامعه تاثیر خود را خواهد گذاشت. دلیل آن هم این است که ازدواج افزون بر رقم زدن سرنوشت زنان و مردان، موجب بقای نسل و بیشتر شدن افراد جامعه هم می شود. نگرانی دختران و پسران هم به همین علت است. آنان از اینکه انتخابشان اصولی است یا نه مضطرب هستند.

دختران و پسران دلایل متنوعی برای ازدواج دارند که این موارد به شرح زیر است:
عده ای به دلیل علاقه شان به طرف مقابل، تصمیم به ازدواج می گیرند.
عده ای دیگر، عشق به طرف مقابلشان را علت ازدواج می دانند. البته لازم به ذکر است که تنها عشق و علاقه ملاک نیست اما رکن اصلی در ازدواج ها به حساب می آید.
بسیاری از والدین بر این باورند که ازدواج شخص را متعهد و پیایبند به زندگی می سازد. 
عده ای بر این باورند که ازدواج از باورهای مذهبی و فرهنگی به شمار می رود و نقش اساسی در مجموعه ی ارزشی ذهن انسان ها در جامعه داراست.
برخی از افراد هم معتقدند که اگر با شخصی که او را دوست دارند ازدواج کنند، خوشبختی شان تضمین شده است.
 افرادی که فکر می کنند برای اینکه امنیتشان کامل شود بایستی ازدواج نمایند سخت در اشتباهند.
تامین مالی و مسائل مالی در آینده هرگز دلیل مناسبی برای ازدواج نیست.
عده ای از تنها ماندن می هراسند.
 در صورتی که برای ازدواج این موارد را در نظر دارید توصیه می کنیم هرگز ازدواج نکنید.
دلیل ازدواج برخی از افراد فرزند دار شدن است. کاملا درست است که یکی از مسائل محوری در بقای نسل، فرزند دار شدن است. هرگز با این انگیزه به طور تنها ازدواج نکنید چرا که فرزندان برای تربیت و پرورش به فضایی شاد نیاز دارند.

هدف از ازدواج

این ازدواج اشتباه این امکان را از آنان نمی گیرد؟
برخی از افراد در رویای عروس و داماد شدن به سر می برند و توجهی به اینکه چند روز طول می کشد ندارند. این هدف موجب دوام زندگی نمی شود.
ازدواج موفق
این که شما و اطرافیانتن برای ازدواج چه دلایلی دارید چندان مهم نیست مهم این است که با طرف مقابلتان در مورد دلایلتان صحبت کنید و نقاط اشتراک و تفاهمتان را پیدا کنید.
 این که دو طرف چه انتظاراتی دارند مهم نیست بلکه مهم این است که انتظاراتشان مشترک باشد. 
در صورتی که انتظارات افراد با هم فرق داشته باشد یکی از دو نفر دل سرد می شود. 
موارد زیادی روی انتظارات زن و مرد اثر می گذارد. اعم از ارتباط فامیلی و خانوادگی اشخاص، محیط رشد و سایر موارد. حتما در نظر داشته باشید که خانواده های دو طرف هم در این موارد موثر هستند.
 ازدواج موفق فوق العاده نقش مهمی را در سلامت شخص ایفا می کند. در حالی که ازدواج نا موفق موجب شکستگی روحی و جسمی برای زن و مرد می شود.
هیچ فردی شکست را دوست ندارد و همه ی افراد تمایل دارند شخصی هماهنگ با ارزش های خودشان وارد زندگی شان شود.
هر قدر دختر و پسر بیشتر در ارتباط با خودشان و احساساتشان با هم حرف بزنند آنگاه برای حل مشکلاتشان به راهکارهای بیشتری دست پیدا می کنند.
 حتما باید برای انتخاب همسر آینده تان وقت کافی صرف نمایید. حتی بیشتر از انتخاب خانه و شغل باید برای انتخاب همسر وقت صرف کنید.
نتیجه گیری پایانی:
دلایل بسیاری برای ازدواج وجود دارد. به طور کلی افراد ازدواج می کنند تا به آرامش روانی دست یابند. ازدواج موفق موجب تقویت سیستم دفاعی و ایمنی بدن شده و همان گونه که در قرآن هم آمده است موجب افزایش رزق و روزی و بهبود وضعیت مالی می شود. 
 ازدواج موجب شناسایی نقاط ضعف و قوت افراد شده و اشخاص راحت تر می توانند با آنها کنار بیایند. محقق شدن نقش پدری و مادری در سایه ی ازدواج روی می دهد.

هدف از ازدواج

 

هدف از ازدواج

 

هدف از ازدواج